X
تبلیغات
دانشگاه ازاد دولت اباد

دانشگاه ازاد دولت اباد

دولت اباد

__اینجا دولت آباده یعنی شهریکه... __

دولت اباد یکی از روستاهای کوچیک استان اصفهانه .چسبیده به گز و بلا نسبت ۲۰دقیقه تا شاهینشهر فاصله داره

مردمانی چپر چلاق و قناص و عجیب الخلقه و ...خل داره.که همنشینی باهاشون چیزی جز هنگولیدن نداره

از عجایب این روستا قرار گرفتن این روستا روی کره خاکی میباشد.

که از بخت بد ما دانشگامون هم تو این روستاست و راهی جز سوختن و ساختن نیست

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:27  توسط __چاقال__  | 

....المپيك دخترها دانشگاه رسيد...

۱)مخ زدن پسر بسيجي در 10 ثانيه

2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 پسر سمج

3)دويدن در حياط مدرسه پسرانه بدوون نگاه كردن به اطراف

4)رقابت با پسران در رشته دروغ گویی و لاف زنی پشت مبايل يا تلفن

5).... مالی 3پسر به طور همزمان

+ نوشته شده در  ساعت 0:22  توسط __چاقال__  | 

چه شد که خدا چنين موجوداتي (پسران دانشگاهمون) را آفريد



کتابي امده است که خداوند پسران دانشگاه دولت اباد را افريد براي نشان دادن قدرتش اما اين با عقل اصلآ جور در نمي ايد چون مردان هيچ قدرتي ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ي زنانه.

بعضي پسرا براي اين که نشان دهند هنرمند هستند موهاي خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند

پس اين بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران دانشگامون  آيه و قدرت خداوندي نيست پس اين سوال بر همگان به وجود ميايد که اين موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهي نيست؟
چه عذابي از اين بالاتر که پسري به دختري بگويد دوست دارم؟
اين همانند اني است که عزراييل به فردي لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.


اخطار:*
به تمامي دختران دانشگاه توصيه ميشود هر گاه به همچين موردی برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ي « بسم الله الرحمن الرحيم » استفاده کنید
+ نوشته شده در  ساعت 0:15  توسط __چاقال__  | 

اماده شدن پسرا دانشگاه

ابتدا بايد ريش و سبيل را، البته اگر داشت،  به سطل خاکروبه بسپارد.

اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آورد. از جمله ابروها را صفا دهد!

حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود میرود. سعي می کند قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کند!

در آخر يکی از تنک و نازکترین تیشرت خوذ را انتخاب میکند و با کلی زور و زحمت و کش و قوص به تن میکند

دستمال گردنش رو خیلی لطیف درور گردنش درس میکنه و بعد با یه ماشالاه گفتن به خودش راه میفته

حالا تو خیابونه !

هنگام راه رفتن سعي می کند به کل بدن خود پيچ و تاب بدهد! گاماشو بلند و سنگین بر میداره که بگه بله!شاسی ماهم بلنده!! گوزوو

موقع حرف زدن با دوساشون یا یکی از دخیا دانشگاه یکی از ابروهاشونو میدن بالا و سینشونو میدن جلو جوری که انگار میخوان بچه شیر بدن گوزواا

+ نوشته شده در  ساعت 0:10  توسط __چاقال__  | 

__دخترا دانشگاه__

دخترا دانشگاه كلا به دسته هاي زير تقسيم ميشن

۱=  خوشگل و جيگر در عين حال .....(قابل ذكر نيست)

۲=  بازم خوشگل و جيگر و مغرور چسكي كه اويزون پسرن و بیرون از دانشگاه هزارجور گه زدن و خلاصه از خودم امارشونو بگیر

۳=  به عبارتي زشت و يغور...جوري آرايش ميكنن كه انگار بچه 2ساله ريده تو صورتشون و يه اعتماد به نفسي دارن كه خدا شاهده من كم اوردم

۴=  سيبيلو و پاكدامن . تا يه پسر نيگاشون ميكنن لباس عروسي و بوق بوق ماشين عروس مياد جلو چشماشون

۵=  سيبيلو و زشت و خيلي خيلي تخمي تخيلي كه دست خرابترين دخترا دانشگاه هم بستنادم نشناسشون روشون قسم میخوره

۶=  خوش تيپ و خوش استيل و خوش چهره كه خيلي كم ارايش ميكنن.اما یکم شیشه خورده دارن اما

باحالن

+ نوشته شده در  ساعت 23:35  توسط __چاقال__  | 

__پسرا دانشگاه__

همين كه وارد راه رو دانشگا ميشي پسرا دانشگاه با اون نگاهاشون ميخورنت و به عبارتي كالبد شكافيت ميكنن

تا يه خورده چادرمون بره كنار نگاهشون تا ...مون هم رخنه ميكنه

كافيه فقط يه ذره تو روشون بخندي ....اونوقته كه جمله ي "گه خوردم" رو با كلي خلوص نيت و با تمام وجودت زمزمه ميكني 

بعضياشون از صدتا دختر بدترن ...جوري عشوه ميان و اون پلكاشونو تند تند رو هم ميزنن كه ادم همون موقع ميخواد بالا بياره روشون

بعضياشون ميخوان بگن: بله ما هم هستيم و وجود داريم...سر كلاسا يه تيكه هاي ليمي ميندازن و يه كارا عجيبي ميكنن كه باعث چندش و مور مور شدن خيلي از ذخترا ميشن..البته نا گفته نمونه تعداد كمي از پسر نديده ها واسشون غش و ضعف هم ميرن.

اما بعضياشون خداوكيلي خوش تيپ و خوشكلن ولي بازم يكم اخرش چت ميزنن و تو ذوق ميزنن

عده ايشون هم خوشكلن و خوش تيپن و اخلاق و رفتار خوبي دارن و خيلي هم ادعاشون ميشه كه پا نميدن اما از اين پسرا پلاس كف شهرن كه تا يه دختر خوشتيپ ميبينن تا شماره نده اروم و قرار نميگيرن...

اما چندتاشونو ميشناسم كه همه موارد خوب رو مشمول باشن و از طرفي هم اويزون نباشن...

خداوكيلي هر چي بچه خوشكله ماله شاهين شهره و از هر نظر باحال و جذاب

هرچي هم گز و گوزيه ريختن تو دانشگاه و شدن بي بي سي

يه مشت زير ابرو برداشته و خس و خيل هستن كه وقتي نيگات بشون ميوفته دستشويي لازم ميشي....

يعني اي خدا يه آدم تا چه اندازه ميتونه زشت باشه و تازه لهجه اصفهاني هم داشته باشه

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:10  توسط __چاقال__  | 

__مسیر دانشگاه__

ایستگاهمون سر سیلابی قرار داره و کلی دانشجو جمع میشن واسه سوار شدن به مینی بوس ها..

۳تا مینی بوس پوکیده گذاشتن واسمون که تا از مانع رد میشه بر اثر تکان شدیدی که به مینی بوس وارد میشه دنده خلاص میشه

دختر و پسر تو مینی بوس مثل کارتون خرما بهم میچسبن و اونایی که سرپا می استن از یه چیزایی هم مستفیظ میشن که قابل ذکر نیست

به جاده چالوس دانشگاه که رسیدیم دقیقا یادمون میاد صبحونه و شام دیشب چی بوده اینقدر اینور اونور میشی که هر چی خوردی و بالا میاری

جالبه تو همین مسیر پیچ در پیچ عذاب الهی بر دختران وارد میشه و یادشون میاد باید چادر بزارن سرشون

همه موها تو  و استینا پایین و رژلبا پاک شده و چادرا به سر حاضر میشن از حراست دانشگاه رد بشن...

پسرا هم که از ترس دیدن اعظمی غلط میکنن تیپ بزنن و جلف بپوشن 

خوب از این تونل وحشت که رد شدیم تقریبا ۸۰٪راه رو جلو رفتیم

حالا یاید یه ربعی راه بریم که به خود دانشگا برسیم

+ نوشته شده در  ساعت 16:5  توسط __چاقال__  |